
این اثر، ترجمه کتاب Starting & Running a Retail Store نوشته آقای James E. Dion است که توسط وحید نثائی و زهره چکنی انجام پذیرفته است و تلاش شده است تا با اضافه نمودن برخی مطالب مرتبط و تکمیلی که اغلب از کتاب اصول طراحی و چیدمان فروشگاهی وحید نثائی برگرفته شده است، بر غنای کتاب افزوده گردد. لازم به توضیح است که منظور از خردهفروشی یا فروشگاه در این کتاب، میتواند فروشگاه زنجیرهای، سوپرمارکت، بقالی، بوتیک، خواروبار فروشی و حتی رستوران باشد.
آرزو میکنیم این کتاب بتواند راهنمای مفیدی برای علاقهمندان به دنیای خردهفروشی و فروشگاهداری و حتی فعالان باسابقه در این حوزه بوده و بر اعتلای هر چه بیشتر ساختار خردهفروشی کشور بیفزاید. همچنین امید است این کتاب برای اساتید محترم و دانشجویان عزیز رشتههای مختلف مدیریتی از قبیل بازرگانی، کسب و کار و ...، منشاء فایده و اثر بوده و بتواند رضایت دوستان گرامی را تامین نماید. در پایان، از زحمات دو دوست و همکار عزیز و فرهیخته، آقایان ؛ دکتر میثم رفیع پرهیزکار، با سابقهای درخشان در مدیریت شرکتهای مختلف صنعتی و تولیدی و همچنین دکتر سید محمود رضا شایسته، عضو محترم هیئت علمی دانشگاه آزاد و ویراستار علمی نخستین کتاب مصور کشور در زمینه فروشگاهداری با عنوان اصول طراحی و چیدمان فروشگاهی جهت کمک به نامگذاری مناسب این اثر تشکر و قدردانی مینماییم.
فهرست مطالب
بخش اول:وقتی بزرگ شدم می خواهم خرده فروش شوم
بخش دوم: بررسی گزینهها و عرصههای رقابت در این حرفه
بخش سوم: هر چه را تصور کنید به دست می آورید!
بخش چهارم: اداره یک فروشگاه یعنی همه فن حریف بودن
بخش پنجم: چم و خم های افتتاح و اداره یک فروشگاه
بخش ششم: در مسیر درست حرکت کنید
بخش هفتم: پیوست
نظم، عادت و بی نظمی زندگی را بوجود می آورد.
با واردشدن جهان به هزاره سوم، خیلی از مدیران به فکر متحول کردن شیوه اداره سازمان افتاده اند. به نظر نمی آید که در آینده، مفاهیم فعلی ارزشیابی و پیشرفت که درگذشته بسیار سودمند بودند، انتظارات کنونی مدیران را برآورده سازند. مدیران ارشد، سرپرستان و کارمندان ازچند جهت با تغییرات بسیار زیاد روبرو هستند؛از جمله: رقابت بی حد و مرز، ادغام شرکتها، استفاده از منابع خارجی برای فرایندهای داخلی، لزوم توجه به کیفیت فراگیر و پیشرفت بسیار بالای فناوری. دشوارترین جنبه تغییر این است که با روشهای قدیمی و یا حتی امروزی، نمی توان آینده را به طور قطعی پیش بینی کرد.
برای رسیدن به موفقیت در این قرن، مدیران سازمانها باید یاد بگیرند که همچون یک رهبر عمل کنند و کارکنان نیز باید بیاموزند که بر خود مدیریت کنند. برای آنکه این حرکت قرین موفقیت باشد، لازم است راهکارهای رهبری و مدیریتی را که در قرن پیش مورد استفاده قرار می گرفت، مجدداً بررسی نمود. به عنوان نمونه می توان از بعضی رویکردهای مکانیکی نام برد. تحت این دیدگاه، قرنها است که بعضی از فیلسوفان و دانشمندان، جهان را یک ماشین می انگارند؛ماشینی که می تواند به قسمتهای کوچکتر تقسیم شود و مورد بازسازی قرار گیرد. بسیاری از سازمانهای جدید با این دیدگاه تاسیس شده اند. در این نگرش، مشاغل به عنوان یک سری اجزا دیده می شود که می توانند با هم جمع شوند و وظیفه ها، بخشها و تخصصهای مختلف را ایجاد کنند. در این حالت، هدف، ایجاد سازمانی بود که مانند یک ماشین به خوبی فعالیت کند و نقش مدیریت در این میان مانند یک مکانیک بود.مدیریت برای برنامه ریزی آینده با نگاه به گذشته، آموزش دیده بود و به کارکنان گفته می شد "بزرگترین خدمت آنها به سازمان این است که مسائل عاطفی و احساسی را با خود وارد سازمان نکنند". در این سالها، توصیه علوم نیوتنی به مدیران این بود که: اگر میخواهید بمانید و اگر میخواهید سازمانی موفق داشته باشید باید در اندیشه حفظ ثبات صنعت، سازمان و سیستم باشید. یعنی اگر طبیعت، بحران اجتماعی، بحران اقتصادی و یا هر شرط و عامل دیگری در پی آن بود که سیستم و سازمان شما را از حالت ثبات خارج کند، وظیفه و نقش شما به عنوان یک مدیر و رهبر سازمان و واحد تولیدی یا خدماتی این است که نگذارید ثباتموجود از بین رفته و اگر بهم ریخت، بکوشید هر طور شده مجددا ثبات و تعادل را به آن سازمان یا واحد برگردانید.
در سالهای اخیر، نظریه آشوب که توسط دانشمندان علوم ریاضی وطبیعی پرورانده شده، توانسته است حوزه علم مدیریت را همانند دیگر حوزه های علوم اجتماعی، تحت تاثیر قرار دهد که در نتیجه به ظهور مفاهیم، مباحث و نظریه های جدیدی در این عرصه منجر شده است.
نظریه آشوب بر این پایه استوار است که، جهان غیرخطی است. این جمله کوتاه به این معنا است که رابطه مستقیم علت و معلولی درطول زمان قابل دسترس نیست، چرا که موقعیت جهان، غیرآشنا و نا مشخص است.جهان به طور مداوم، در وضعیت تغییر، و ماهیت آن نیز غیرقابل نظارت و کنترل است و پیش بینی آینده آن، تقریبا میسر نیست.این دنیا، دنیایی است پر از پیچیدگی. مورگان می گوید:
" نظریه پیچیدگی برای مدیران، این پیام را دارد که دیگر نمی توان از طریق اهداف سلسله مراتبی یا از طریق منطق از پیش تعیین شده، سازمانها را اداره کرد. آنها باید بیاموزند که رخدادها وتغییرات، در جریان زمان ظهور می کنند."
بنابراین رهبران برای اهداف بلندمدت سازمان، راهبردی را نمی توانند برنامه ریزی کنند. موفقیتهای گذشته راهبردها، تضمین کننده موفقیتهای آینده آنها نیست. طبق نظریه آشوب، علت این امر، این است که حوادث به ظاهر بی ارتباط و غیرمهم، تاثیر عظیمی بر نتایج رویدادها دارند. آنچه تاثیر پروانه ای نامیده می شود، اغلب برای توصیف این تئوری است. پروانه ای که در یک سوی زمین، بال خود را حرکت می دهد، موقعیت هوای سمت مخالف کره را برهم می زند و این درحالی است که نظام جوی در طول زمان درحال تغییر و تحول است. با وجود این، حتی در وضعیت بی نظمی نیز باز هم، نظم حاکم است. سیستمی که در بی نظمی کامل به سرمی برد، به صورت طبیعی، حد و مرز خود را تعیین می کند. در این سیستم، رویدادها و اعمال مشخصی موجود است که غیرقابل پیش بینی، اتفاقی و تصادفی هستند ولی از یک دیدگاه کلان تر، کل سیستم، دارای نظم است.
تئوری آشوب و یافته های آن، قویا باعث تاثیرگذاری بر گرایشهای ما نسبت به شیوه های مدیریتی شده است، به گونه ای که رهبری سنتی آمرانه، به رهبری اقتضایی، مبدل شده است. در این نوع رهبری، تاکید بر این است که در هر نوبت و موقعیت، از یک سبک رهبری یا مدیریتی متفاوت، استفاده شود. رهبری، اغلب به موقعیت، بستگی دارد، ولی موقعیت به واسطه ارتباطاتی که به آنها ارزش می دهیم، به وجود می آید. نظریه کوانتوم نیز به مانند تئوری آشوب، در تقابل کامل با اعتقادات مدیریت سنتی است. این نظریه می گوید، جهان نه تنها غیرقابل پیش بینی است، بلکه حتی اطلاعات کافی برای فهمیدن وضعیت فعلی آن را هم نداریم. مسایلی که در بینش سنتی از جهان واقع، برداشت می شوند، درتئوری کوانتوم، واقعی نیستند. تحقیقات کوانتومی مشخص می کند که ارزیابی یا مشاهده هرکاری، روی نتیجه آن رویداد، تاثیر می گذارد. مطابق با دیدگاه مکانیک کوانتوم، جهان به عنوان هستی یا وجودی است که دائماً دارای برهمکنشی پویا (درهمه سطوح و لایهها) میباشد. البته وجودش به واسطه خودش نیست. در این چشمانداز، وجود هرچیزی تنها به عنوان بخشی از یک سیستم پویا محسوب میشود، که هربخشی نیز بازتاب یا انعکاس این کل محسوب میشود.هر ذرهای به عنوان بازتابی از کل جهان میباشد.
در این کتاب، می آموزیم که همیشه می توان از هر بی نظمی، نظم را به دنیا آورد. بسیاری از تصمیمات را می توان بدون نظم و منطق اتخاذ کرد. همچنین یاد می گیریم که امروزه برنامه ریزی خطی موجودیت سنتی خود را از دست داده است و همه چیز به غیر خطی بودن منتهی شده است. قطعیت و پیش بینی پذیری را زیر سوال برده و به تصمیم گیری در شرایط همواره ابهام امروزی، روی آوریم. بدنبال بی نظمی های زندگی خود باشید و نظم را از دل آن بیرون آورید.
دوست من برخیز، هیچ وقت برای جستجوی یک دنیای جدید، دیر نیست.
فهرست مطالب
فصل اول - تاریخچه آشوب
فصل دوم - اجزای تعریف آشوب
فصل سوم - ویژگی های تئوری آشوب
فصل چهارم - آشوب در علوم مختلف
فصل ششم - ضمیمه
فصل پنجم - نتیجه گیری نهایی